پرش لینک ها

واژه‌شناسی دارما

واژه‌شناسی دارما

«دارما» واژه‌ای بسیار کهن است؛ واژه‌ای که به لایه‌های عمیق زبان‌های هندواروپایی و به‌ویژه شاخه‌ی هندوایرانی برمی‌گردد؛ همان بستری که زبان‌های ایرانی و هندیِ باستان از آن جدا شده‌اند.
در سنسکریت، dharma از ریشه‌ی dhṛ / dhar می‌آید؛ ریشه‌ای به معنای نگه داشتن، برپا داشتن، حفظ کردن و استوار کردن. از همین‌جا معنای بنیادین دارما شکل می‌گیرد: آن‌چه نگه می‌دارد، پشتیبانی می‌کند و از فروپاشی جلوگیری می‌کند. دارما در این معنا، پیش از آن‌که مفهومی دینی باشد، نامی است برای یک اصل نگه‌دارنده؛ چیزی که زندگی، انسان، جامعه و جهان را در نسبت، نظم و تعادل نگه می‌دارد.
این معنا برای زبان فارسی بیگانه نیست. در فارسی، واژه‌هایی مانند «دار»، «داشتن»، «دارا»، «داریوش» و «درمان» در میدان معنایی نگه‌داری، پایداری، حفظ و برپا داشتن حرکت می‌کنند. «دار» یعنی آن‌که چیزی را نگه می‌دارد یا واجد آن است. «داشتن» تنها مالکیت نیست؛ نوعی نگه‌داشتن و حفظ کردن است. «درمان» نیز بازگرداندن بدن یا جان به تعادل است؛ نگه داشتن زندگی در برابر آسیب، بیماری و فروپاشی.
از این منظر، دارما را می‌توان واژه‌ای نزدیک به جان‌مایه‌ی زبان فارسی فهمید: دارما یعنی آن اصل، راه یا نیرویی که زندگی را نگه می‌دارد؛ چیزی که انسان را از پراکندگی، آشفتگی و فرسایش بیرون می‌آورد و دوباره به تعادل، معنا و پیوند بازمی‌گرداند.
پس دارما صرفا یک واژه‌ی بودایی یا هندی نیست. بودیسم و هندوئیسم این واژه را بعدها در دستگاه‌های فکری خود به کار گرفتند، اما خود واژه از لایه‌ای کهن‌تر می‌آید؛ از جهانی زبانی که پیش از شکل‌گیری ادیان منظم وجود داشته است. دارما در بنیاد خود، نامی است برای نگه‌داشتن: نگه‌داشتن زندگی، نگه‌داشتن معنا، و نگه‌داشتن انسان در برابر فروپاشی.

Resources

Patrick Olivelle, Dharma: Its Early History in Law, Religion, and Narrative
Johnny Cheung, Etymological Dictionary of the Iranian Verb
Monier-Williams Sanskrit-English Dictionary
Encyclopaedia Iranica, entry on Darius

منشور فکری
اپلیکیشن دارما
این وب سایت از کوکی ها برای بهبود تجربه وب شما استفاده می کند.